یادمه بچه که بودیم تمام بازیهامون رو توی حیاط انجام میدادیم من که عاشق خاله بازی بودم و همیشه گوشه حیاط یه قالی کوچولو و چند تا عروسک و وسایل آشپزخونه و....ریخته بودم و با دوستام بازی میکردم. الان با این زندگی آپارتمانی و 24 ساعت توی چهار دیواری بچه ها دلشون میگیره ،حوصلشون سر میره نه تنها بچه ها ما که بزرگتریم هم دلمون هوای تازه و یه نسیم خنک کوچولو میخواد. اینروزها پشت بام خونه ما حکم حیاط رو پیدا کرده ،عصرها که میشه با یاسمین شال و کلاه میکنیم و قالی برمیداریم و معمولا میوه یا شیرو توت وبادوم و.... میریم روی پشت بوم با هم بازی میکنیم ،شعر میخونیم و درباره آسمون و هواپیما و ابر و ماه و ستاره حرف میزنیم تا وقتی که بابا احسان هم از...