تولد مامانی مهربون
مامانی عزیزم یکم فروردین هرسال، سالروز تولدته که اغلب در هیاهوی بهار و ورود نوروز کم رنگ میشه. اما امسال سالی بود که برای اولین بار مادر بزرگ شدی و نخواستم این روز عزیز رو ازدست بدی. برای اینکه این روز همیشه تو قلب همگی مون بمونه ترجیح دادم شب سال تحویل یعنی ٢٩ اسفند که فرداش تولدته جشن بگیریم. از آقا علیرضا خواستم که زحمت کیک و شام رو بکشن و بابایی و سارا و ندا و آقا احسان رو هم در جریان گذاشتم. مامانی مثل همیشه دنبال کارای خونه و دلواپسی هات بودی و اصلا متوجه نشدی که چی دور و برت میگذره. با اصرار سارا لباسهای نو محمد کوچولو رو کردی تنش (آخه خودش می ترسه هنوز لباسای نی نی رو کامل عوض کنه) من و بابایی و نی نی ...
نویسنده :
خاله هدي
18:58








