هديه خدا براي نه ماه و نه روزگي ياسمين زهرا
ياسي خوشگلمو امروز نديدم. بر خلاف اين چندماهه (به غير از زماني كه يكيمون مسافرت بوديم) هميشه شنبه ها با خوشحالي ميومدم خونه. دليلشم اين بود كه هم خاله سارا و هم مامان ندا و ياسي ناناسي خونه ما بودن. اما امروز... خاله سارا بود اما ياياسي خاله نمي تونست بياد. حدوداي دو بعدازظهر هم زنگ زدم به مامان ندا كه اگه خواستن برم دنبالشون اما نمي شد. كار داشتن. خيلي دلم گرفت البته با توجه به دليل موجهي كه دارن نبايد اصرار كنم و به قول قديميا عرصه رو بهشون تنگ كنم. اومدم خونه، هم ماماني و هم خاله سارا دلشون هواي ياسمين رو كرده بود بخصوص خاله سارا كه ديشبم خوشگله رو نديده. دعا ميكنيم انشااله شرايط طوري پيش بره كه ناناسي و مامان و باباش رو هر روز ببينيم. (ا...
نویسنده :
خاله هدي
22:01










