ياسمين زهراياسمين زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

❤❤ياس من زهرا❤❤

خاله خوب شده؟

يا من اسمه دواء و ذكره شفاء اوضاع جسماني خاله هدي يه چند روزي خيلي بد شده بود. بخصوص از پنجشنبه شب بعد از اينكه از خونه ما رفتن. راستي يادم رفت بگم. پنجشنبه مامان و بابا، براي خاله سارا سفره آرمه داري (مخصوص خانماي باردار) انداختن. اونم تو روز دختر كه من كلي كادو گيرم اومد. البته مهموني خيلي خصوصي بود. خاله سارا،‌ عمو عليرضا (پدر و مادر لوبياي سحرآميز) به همراه مامان جون، باباجون و خاله هدي و خودمون. تو شيراز رسمه كه تو سفره آرمه داري حتماً‌ كوفته سبزي، حليم بادمجون، كتلت و ... بدن. اما از اونجاييكه خاله سارا خيلي دوست نداشت مامانم زحمت كشيدن لازانيا و مرغ انگشتي(پاچينو) درست كردن. جاتون خالي! بعد از شام و پذيرايي هاي بعد از اون...
11 مهر 1390

یاسمین بابایی

یاسی زر زر ما دختر خوب و خوش خنده ایه اما این خنده ها برای افراد خاصی خاصتره!! مثلا برا بابابزرگ هاش در هر حالتی میخنده یا صبحها که از خواب بیدار میشه برا مامانش کلی ذوق میکنه و میخنده . همونطور که میدونید از قدیم الایام گفتن که دخترا بابایین و این دختر ما هم از این غائله مستثنی نیست و خنده های مخصوصش رو نثار باباش میکنه  والبته باباش هم حسابی با یاسمین بازی میکنه  و هر بلایی سر این دختر خوشگل در میاره ، جواب یاسی فقط خندس . برای نمونه چند تا عکس میندازم تا شما هم بازی پدر و دختر رو ببینید البته به نظر میاد که داره فشار به یاسی وارد میشه!ولی اینطور نیست در اصل چون لپاش نرمه بدون فشار شکل میگیره. پس از خش...
9 مهر 1390

زيباترين لبخند خدا

  خداوند لبخند زد و از لبخند او دختر آفريده شد... زيباترين لبخند خداوند،‌ ياس من زهرا، روزت مبارك! خداوندا! شكر و سپاس ما را بپذير. چرا كه شيريني لبخند زيبايت،‌ خستگي ها را از تنمان راند و عشق و اميد را مهمان دلهايمان كرد. همواره سپاسگزاريم. ...
7 مهر 1390

یاسی قهرمان

           هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا این عکس یاسی توی مسابقه عكس كوچولوهاي بهار 90در نی نی سایت اول شد. موضوع مسابقه   ((نـــــي نــــــي و خنــــده))بود. ...
6 مهر 1390

ياسي رو گربه برد؟!!!

  ديروز حدود ساعت سه و ده دقيقه بعداز ظهر،‌ خاله هدي كه از سركار برمي گشت،‌لنگان لنگان از پله هاي خونه مامان جونم اومد بالا. درب ورودي باز بود. تا كفشهاي مامانيم رو ديد،‌ ذوق زده شد و منتظر بود كه منو مامانمو ببينه اما به جاي ما، دوتا چشم ديگه داشت به اون نگاه مي كرد.اونم كسي نبود جز يه خانم يا آقا گربه بي تربيت!  يه لحظه دلهره عجيبي اومد سراغ خاله جونم و بدون مقدمه داد زد: مامان، ياسمين كجاست؟ آخه اون گربه ننر دقيقاً جايي ايستاده  بود و به خاله نگاه مي كرد كه معمولاً جاي من اونجاست. گربه لوسه تا صداي خاله رو شنيد اومد و بدون هيچ ترسي از كنار خاله رد شد و از پله ها رفت پايين. خاله هراسان دويد سمت اتاق سابق ...
6 مهر 1390

پاهای خوشمزه

امروز صبح متوجه شدم پاهای کوچولوت دیگه داره یواش یواش به دهنت میرسه بخاطر همین ناخنگیر آوردم و به بدبختی ناخن های پاتو گرفتم. امشب موقع تعویضت دیدم که ببببببببببببببببببببللللللللللللللللهههههههه!!!!!!!!!!!!!!!! پاهالی کوچولوتو کردی توی دهنت و خیلی خوشمزه میخوریشون. ...
6 مهر 1390

گل یاسم

نمیدونین چقدر خوشمزس این دختر من اونقدر جیغ وداد میکنم که باباییش میگه همسایه ها نمیدونن که وقتی ذوق دخترت رو میکنی جیغ میزنی، میگن این دو تا همیشه دعواشونه ! تازگیها باباش جوجونجوجونش میکنه یعنی باکف دست یاسیو میگیره ،یاسی که خیلی کیف میکنه اما من میترسم و فقط چند ثانیه به باباییش اجازه میدم اینکارو بکنه و البته به هیچ کسه دیگه جز باباش این اجازه رو نمیدم. با دهنش یه صداهایی در میاره شبیهه صداهای بی تربیتی و ما کلی میخندیم و اونقدر اینکارو میکنه تا تمام  صورتش پر از آب دهنش بشه! تازه شکمشو که پوف پوف میکنم با صدا برام میخنده . بقیه عکسها در ادامه مطلب   ...
3 مهر 1390