داریم می ریم جهرم
امروز عصر با خانواده مامانیم یعنی باباجون، مامان جون و خاله هدی داریم میریم جهرم دیدن آقا دایی باباجونم و همچنین عمه جون مامانیم.
انشااله فردا عصر هم بر میگردیم.
خاله سارا و عمو علیرضا هم به خاطر لوبیای سحرآمیزشون که تو دل مامانیشه نمی تونن بیان.
![]()
جاشون سبزه.

غرض اطلاع رسانی بود. همین!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



داریم می ریم جهرم
