غصه دار شدن مامان ندا
الان دو هفتس دوربینم رو خراب کردی دختر ،بازم تا هفته پیش یه ریزه بهتر میگرفت الان که دیگه هیچی تار تار
.
تو مگه نمیدونستی دوربین مامان ندا به جونش بستس ؟هی میام عکس بگیرم یادم میاد که چی شده
.
واقعا زندگی بدون دوربین سخته برا همین الکی و دلخوش کنی بازم عکس میگیرم ولی همه تاررررر
.
بابا احسان لنزش رو باز کرد یه قطعه شکسته از توش افتاد بیرون گفتن باید لنز جدید بخریم براش
.
اونشب که مهمونی داشتیم اونقدر دلم میخواست عکس بگیرم
اصلا از خودت اونقدر دوست دارم عکس بگیرم
.
باید حسابی صاف و بدون حرکت از هرچیزی عکس بگیرم تا یه کم واضحتر بشه
.
عکاسی از نمای باز و دور


کمی زومتر و یعنی واضحتر

اینم بعد از ٣٠ تا عکس تار یه دونه تقریبا واضح 

-خدایا این روزها و ماههای بی دوربینی رو بر من بنده حقیر آسون بگذرون
!
- تازه این کار رو کردی دعواتم نکردیم دلمون خنک شه
!
-این پست توسط مامان ندای غصه دار یاسمین زهرا نوشته شده
!



غصه دار شدن مامان ندا
