معجزه بزرگ
دیشب یعنی شب 22 ماه رمضون مامان تصمیم گرفت حالا که شبهای قدر توی شلوغی منو نمیتونه ببره احیا
حالا که شب قدر نیست و خلوته با هم بریم احیا(البته با ترس و لرز از گریه و زاری من).منم که دیدم مامانم دلش خیلی میخواد که بره تصمیم گرفتم که بچه خوبی بشم
و توی راه خوابیدم وتا امروز ظهر به جز مواقع شیر خوردن همش خواب بودم
. مامانم اعتقاد داره که معجزه شده
.


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



معجزه بزرگ
