ياسمين زهراياسمين زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

❤❤ياس من زهرا❤❤

برای فراز کوچولو

امروز 8 اسفنده و اولین سالروز تولد فراز خوشگله. خیلی خیلی خوشحالیم که بالاخره بعداز یکسال مامان فاطمه تونست با پشتکار فراوون انتقالیش به شیراز رو درست کنه و امروز و این لحظه در کنار فراز کوچولوی خوشمزه باشه. تولدت رو بهت تبریک می گیم و یه دنیا شادی و سلامتی و موفقیت رو از خدا برات آرزومندیم.   فراز کوچولوی خوردنی، یکسالگیت مبارک!     از طرف: عمو هادی و زن عمو (باباجون و مامان جون یاسمین زهرا و محمد) ، خاله هدی، خاله سارا، خاله ندا، عمو علیرضا و عمو احسان و البته یاسمین زهرا و محمد کوچول   ...
8 اسفند 1391

یاسمین و تولد محمد

فدای تو بشم من دختر مهربونم از وقتی فهمیدی چند روز دیگه تولد محمد قراره بریم کلی ذوق داشتی و همش میگفتی باااااااااااااااااای تدلد ممد!وقتی بهت گفتم خاله سارا برات کلاه خریده و قراره  تو شمع فوت کنی و کیک میدن و کباب میدن کلی ذوق میکردی و هی میگفتی بهههههههه اباب(کباب) ! خلاصه روز موعود فرا رسید و عصر که از خواب بیدار شدی زود گفتی تدلد ممد؟منم گفتم اره بابا که اومد میریم.توی راه هم کلی تدلد تدلد خوندی.اونجا هم که رسیدیم خیلی ذوق میکردی ،دختر خوبی بودی ولی همش حواست به کیک بود اما به خود کیک اصلی دست نمیزدی و به خامه های اطراف کیک دست میزدی ومیخوری ومیگفتی بهههههههههههههههههه! هر چی تلت رو میزدم به موهات درش می آوردی و به زور ...
7 اسفند 1391

محمدم تولدت مبارک

عزیز دل خاله فدای تو بشم من پسر خوشگلمممممممم تولدت  مبارک خیلی دوست دارم قربون موش موشک خودم برم من خیلی خومزه اییییییی گل محمدی من همیشه تنت سالم، لبت خندون، دلت شاد و قلبت پر از نور ایمان تولدت مبارک:از طرف عمو احسان،خاله ندا و یاسمین زهرا -در پست بعدی عکسهای تولد محمد رو میذارم منظر باشید -این پست توسط خاله ندا نوشته شده! ...
30 بهمن 1391

حرفهای قشنگ

  ٢٠ ماهگی عجب پیشرفتی داشتی اینروزها توی حرف زدن.دیگه نمیتونم کامل بنویسم چه چیزهایی میگی اخه تند تند کلمه جدید میگی و سعی میکنی جمله هم بگی و اینروزهای تکرار نشدنی برای همه خانواده واقعا لذت بخشه واقعا . من دوست دارم کوچکترین حرفهاش رو بنویسم تا براش یادگار بمونه میدونم شاید برای خیلیهاتون بیمزه باشه ولی برای خود یاسمین وقتی بزرگ شد حتما خیلی جالب و قشنگه!   عمه فاطمه دندون عقلش رو کشیده و وقتی به یاسمین میگیم احوال عمه رو بگیر میگه: داداجون دندون بوب بود؟ الان دندون مامان جون درد میکنه و هی میره میگه: مامان جون دندون بوب بود؟ مغازه میوه فروشی نشون دادم میگم این چیه میگه: مماگه (مغازه)میگم چی میفرو...
28 بهمن 1391

ببکید

Babakid قشنگترین کلمه ای که میگی همین ببکید یا ببخشیدهههههههههههههه الهی فدای توبشم من که اونقدر خوشمزه ای دیشب داشتی گردنم رو بوس بوس میکردی یهو دندونتو فرو کردی توی گردنم منم داد زدم یهو با حالت شرمندگی گفتی ببکید ببکید ببکید! میخواستی از پشت سر بابا احسان و باباجون هادی رد بشی نمیتونستی با دست هولشون میدادی و پشت سر هم میگفتی ببکید ببکید! و یه عالمه ببکید دیگه برای انجام کوچیکترین اشتباه . تو همه چیز من و بابا احسانی !تو به ما همه چیز بخشیدی عسلم! -این پست توسط مامان یاسمین زهرا نوشته شده!   ...
28 بهمن 1391