پایان تعطیلات
تعطیلات عید بالاخره تموم شد و تو توی این دو هفته تغییرات چشمگیری داشتی از نوع رفتار تا صحبت کردن و.... هم خوشی داشته و هم مریضی....اونقدر که توی دوروز 700 گرم وزن ناقابلت کم شد ،البته فدای سرت همین که دیگه بالا نمیاری خدارو شکر .خیلی غصت رو خوردم و گریه کردم همش میترسیدم یه وقت مجبور شیم بهت سرم بزنیم،کلی هم نذر و نیاز کردم.با اینکه خودم حالم بدتر از تو بود اما نگرانی برا خودم نداشتم همش میگفتم خدایا من هزار برابر بدتر بشم ولی یاسمین خوب شه،بابا احسان هم بهم میگه اونقدر ضعیف نباش بچس مریض میشه شاید یه وقت نیاز هم به سرم پیدا کرد تو نباید خودت و ببازی ولی چیکار کنم نمیتونم......همش میگی مامان گلوم درد گییفت(giyeft)!!!! خدارو شکر ...










