ياسمين زهراياسمين زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

❤❤ياس من زهرا❤❤

یه توضیح مختصر

اومدم یه توضیح بدم در مورد پست قبلی که خیلی بحث برانگیز شده: من فعلا قصد از شیر گرفتن یاسمین رو ندارم حتی اگر دکترش بگه بیشتر از 2 سال هم بهش شیر میدم،چون علاوه بر فایده های زیادی که شیر مادر داره خودم هم از شیر دادن بهش لذت میبرم. دوما هیچ مادری قصد اذیت کردن بچش رو نداره ،چرا بعضیها فکر کردن من بدجنسم که میخوام به بچم یاد بدم تا تمرین کنه و بدون شیر بخوابه مگه شماها خودتون تا چند سال میخواید به بچه هاتون شیر بدید؟من فقط شیر قبل از خوابشو نمیدم وقتی که خوابه و در کل روز هر وقت شیر بخواد بهش میدم. هر کسی طبق شرایط زندگی و شناخت نسبت به کودکش براش تصمیم میگیره و من به عنوان یک مادر تشخیص دادم بهترین راه برای از شیر گرفتن یاسمی...
3 دی 1391

باز هم ماست!

وقتی احساس میکنم مامان ندا حوصلش سر رفته یا داره یه کم استراحت میکنه بهترین کار اینه!!!!....!!!! اینجا هم دارم دست میزنم ماست ها میپاشه توی سر و صورتم منم کیف میکنم! -ببخشید عروسک ما اینقدر چرکولکه ! -این پست توسط مامان یاسمین زهرا نوشته شده! ...
3 دی 1391

پروژه خوابوندن یاسمین زهرا

یه چند روزیه تلاش میکنم تا بدون شیر بخوابونمت میخوام پروژه از شیر گرفتنت رو در عرض 5 ماه انجام بدم ،دوست دارم خودت دیگه شیر نخوری و میل نداشته باشی،نمیدونم میتونم موفق بشم یانه؟ توی این 19 ماه فقط چند بار بدون شیر خوابت برده اونم اولا بود که تاب خریده بودیم برات و ذوق تابت رو داشتی اما به جز اون 7-8 بار همیشه با شیر میخوابیدی،منم وقتی میرفتم وبلاگ دوستای دیگت که بزرگتر از تو بودن و میدیدم برا از شیر گرفتنشون چقدر سختی میکشن و برا خوابیدن کلی دردسر،تصمیم گرفتم از الان سعی کنم تا بدون شیر بخوابی. خدارو شکر دختر عاقلی هستی قبلش باهات صحبت کردم که مامان دیگه نباید با شیر خوردن بخوابی خب؟تو هم گفتی ابob(همون خب)شب اول سر نیمساعت روی پاها...
2 دی 1391

جشن یلدا و جشن تولد

  پنجشنبه مصادف با شب یلدا با چند روز تاخیر تولد عمه جونات بوذ،دهرا و دادا! تا در یخچال باز شد و کیک عمه پز رو دیدی با فریاد گفتی بووووووووووووووووووووووووووووی تتلد ،و باز جریان همیشگی بادست رفتی توی کیک ،شما هم کادو گرفتی و البته شمع تولد رو هم خودت فوتیدی . دهراجون و داداجون تتلدتون مبالک . بعد رفتیم تا جشن یلدا رو خونه باباجون هادی بگیریم و تو هم کلی به به خوشمزه و یه هندونه کنده کاری خاله پز و یه عالمه کادو دیگه و یه عدد پسر خاله بی زبون مهربون رو دیدی وهمه رو این شکلی کردی . هنر دست خاله هدی همش میخواست هندونه رو پرت کنه پایین. وقتی یاسمین اینطوری زبونش رو دی می...
2 دی 1391

یلدا مبارک

خدا رو شکر که مامان ندا مثل مامان بعضی ها نیست که اگه من نرسم نیاد و مطلب ننویسه . آخه من بیچاره یک کاری رو شروع کردم ولی خب، این روزا کلی سرم شلوغه و اینقدر توی بیمارستان به خاطر ارزشیابی سالیانه درگیری ذهنی و کاری دارم که اصلا رغبتی برای رفتن پای کامپیوتر توی خونه ندارم. البته به این بی رغبتی من، فشار کار زیاد به خاطر پایان نامه و داستانهاش رو هم باید اضافه کرد که باعث شده هنوز بعد از سه ماه از تاریخ دفاعم، نسبت به قلم و کاغذ هم آلرژی داشته باشم. خلاصه اینکه، از همه دوستای عزیزم به خاطر این دوری عذر خواهی میکنم احتمالا از این به بعد هم کمتر میتونم بیام روی نت. اما این دلبر خانم و پسمل خاله جونیش نمیذارن که کلاً از نی نی وبلاگ جدا ...
30 آذر 1391

تتلد عاماجون

اینم چند تا عکس از شب تولد عمو علیرضا یا به قول یاسمین زهرا عاماجون! برای دیدن بقیه عکسها یه سر به وبلاگ پسرخاله کوشولوم بزنید. قبل رفتن به خونه خاله سارا تتییییییییی چرا فقط خونه خودمون بهم ریخته باشه ........ -عمو علیرضا تولدتون مبارک . -این عکسها مربوط به 18 ماهگیمه پس توی موضوعات 18 ماهگی قرارش میدیم. -این پست توسط مامان یاسمین زهرا نوشته شده! ...
29 آذر 1391