جوکهای یاسمین

اونروز عصر از خواب بیدار شده بهش میگم عصرونه چی میخوری میگه:نون ،منم بهش گفتم نون خالی که نمیشه نون با پنیر و یا کره و...یهو گفت مامان نون هبیت(هویج)منم کلی خندیدم ازش گفتم کی آخه نون با هویج میخوره،حالا از اونروز فکر کرده نون هبیت اگه بگه خیلی خنده داره و حسابی میترکونه .،هی میره و میاد غش میکنه از خنده میگه مامان نون هبیت،منم باید سه ساعت الکی بخندم...
عاشق اتوبوسه همش میگه: مامان بییم ابوبوس ،من ابوبوس دوست دارم ،میقام ابوبوس بقابم(بریم سوار اتوبوس بشیم من اتوبوس دوست دارم میخوام برم توی اتوبوس بخوابم)منم هی هر روز بهش قول میدم که فلان موقع میبرمت و سوار اتوبوست میکنم،امشب دیگه به احسان گفتم بیا یه بار سوار اتوبوسش کنیم گناه داره بعد به یاسمین گفتم میخوای بری سوار اتوبوس بشی برا چی؟گفت:میقام بقابم(میخوام بخوابم)بعد من و احسان کلی ازش خندیدیم حالا فکر کرده اینم جوکه و هر وقت گفت ما باید بخندیم هی میگه: ابوبوس بقابم ابوبوس بقابم.... ماهم باید هر و کر بخندیم!
اینم از جوکهای دخترم در آستانه دو سالگی:نون هبیت و ابوبوس بقابم
-اتوبوس رو میگه:ابوبوس و یا ابوتوس
-این پست توسط مامان یاسمین زهرا نوشته شده!



جوکهای یاسمین
