دیشب خونه یاسمین زهرا مهمون بودیم و همه چی عالی عالی بود. ندا سنگ تموم گذاشته بود. طوری که غذای اصلیش توی سفره جا نمی شد. یه چندتایی عکس با دوربینم گرفتم که بعداً میذارم تا همه ببینن و بدونن من چه خواهر کدبانو و هنرمندی دارم. دوربین ندا بنده خدا که توسط یاسمین زهرا ترکونده شده و فعلاً نمی تونه عکسای قشنگ بذاره. (بچه دوربین حرفه ای مامانش رو زده زمین، لنزشو ترکونده اساسی!) مهمونی دیشب خیلی خوب بود ولی بنده دچار افسردگی شدم، چون یهویی امشب نوبت افطاری من رسید و منم قراره غذای آماده از بیرون بخرم بدم مهمونای خدا! افسرده شدم برای اینکه سفره امشب در مقایسه با سفره خونه یاسمین زهرا اینا خالی از هر هنر و کدبانوگریه. فقط باید امیدوار باشم طعم غذا ...