ياسمين زهراياسمين زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

❤❤ياس من زهرا❤❤

اولين بوسه ياسمين زهرا

جمعه 2/10/1390 يه روز به ياد موندنيه. ياسمين زر زر هفت ماه و پنج روزه بعد از دو روز كه هيچ واكنشي نسبت به احساسات خاله هدي نشون نمي داد،‌ خاله رو حسابي تحويل گرفت. حتي از بغل ماماني (مامان جون) خودشو انداخت تو بغل خاله هدي. براي خاله دست و پا تكون ميداد و از اون خنده هاي دلبرانه ميكرد. خاله هدي هم ذوق زده شده بود و جيغ ميزد كه ياسي اومد بغلم، ياسي بهم خنديد و ... بقيه هم از شادي اون خوشحال مي شدن. اما اين همه ماجرا نبود... ماه شب چهارده ما خوب ميدونست اولين بوسه اش رو،‌ بايد روي گونه كي بزنه. روي گونه كسي كه همه عشقش و همه جونش، ياسي نانازه. جمعه دوم ديماه 1390 ساعت حدوداي سه و نيم بعدازظهر كه ياسي، مامان ندا، بابا احسان و خال...
4 دی 1390

شب يلدا

  و یلدا می آید؛‌ طولانی ترین شب سال در دل سردترین لحظات؛ توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند زودتر صبح بشه هم هستیم؟       شادیتون ۱۰۰ شب یلدا، دلتون قد یه دریا، توی این شبای سرما، یادتون همیشه با ما یلدا مبارک . . . ما منتظر صبح شب یلداییم دستی به دعا تا فرج فرداییم اللّهم عجل لوليك الفرج     ...
2 دی 1390

ياسمين زهرا و پستونك و ...

امشب پنجشنبه ٠١/10/1390 در هفت ماه و چهار روزگي ياسي نازي يه چيز عجيب و غريب ديديم. وقتي ياسي خانم خوشگل به همراه مامان ندا و بابا احسان اومدن خونه خاله هدي اينا خوابيده بود و يه پستونك خوشگل توي دهنش بود! ياسمين زهرا و پستونك!!!!!!!!! كي باورش ميشه؟؟؟؟؟ مامان ندا ميگه توي ماشين بوديم كه ني ني شروع كرد به غر زدن هم شير ميخواست هم خيلي خسته بود پس اين پستونك رو علي الحساب ميذاره تو دهنش. ياسي هم پستونك رو ميگيره و ميخوابه. بدون اينكه شوتش كنه بيرون يا اوغ بزنه! اينجا ياسي تازه اومده خونه خاله اينا و توي بغل باباجون بقيه لالاشو ميكنه. همه دارن ذوقش ميكنن و خاله هدي عكس ميگيره: جالب اينه كه يه ده دق...
2 دی 1390

اولين يلداي عشقولانه با ياسمين زهراي ماه

ماه خوشگله، امشب اولين شب يلدايي بود كه تو بغلمون بودي و اساسي به خاطرت خوش به حالمون بود.(دقيقاٌ هفت ماه و سه روزگيت)  البته يه ذره اخمات تو هم بود و كلا و اصولا، اصلاٌ خاله هدي رو تحويل نگرفتي و حتي نگاهشم نمي كردي. شايدم چون از ظهر اومده بودي خونه ماماني اينا و مهمون داشتن خسته شده بودي. بهرحال نمي شد كه ازت عكس نگيريم و اين شب رو از دست بديم. بنابراين تند تند مامان ندا دويد و رفت سفره نصفه و نيمه اي به اسم شب يلدا انداخت كه البته خيلي چيزاشو يادش رفت بذاره توش. آخه مامان ندا و بابا احسان بايد خونه اون مامان جونت اينا هم مي رفتن و يه كم دير شده بود. همون موقع هم شام باباجون از راه رسيد (پيتزا، همبرگر، سيب زميني سرخ شده) و ا...
1 دی 1390

تولد این سه نفر!

اين سه چهار روزه، سه تا جشن تولد اساسي داريم! 2٤ آذر، تولد عمو عليرضا (شوهر خاله سارا) و عمه فاطمه و 26 آذر تولد عمه زهراست. اين اولين ساليه كه من توي جشن تولد عمه جوني هام و عمو عليرضا شركت مي كنم و اين اولين ساليه كه عمه جوني هام به خاطر من عمه شدن. درضمن اين اولين ساليه كه عمو عليرضا نصف و نيمه بابا شده (به خاطر ني ني زهرا كه الان حدود بيست و چهار هفته اس كه تو شمك خاله ساراست) . خلاصه از اونجاكه اولين ها خيلي مهمه، پس مجبوريم اين چند شبه رو هي جشن بگيريم و دور هم باشيم و مهمتر اينكه خيلي چيزاي خوشمزه خوشمزه بخوريم و حالشو ببريم. حالا هم من (ياسمين زهرا)  از طرف باباجونام، مامان جونام، خاله خوشگلام و بابا و مامان مه...
24 آذر 1390

تولد يكسالگي دوست عزيز وبلاگيم ريحانه عسلي

ريحانه عسلي يكي از اولين دوستاي ناز وبلاگيمه كه فكر كنم تقريبا از تيرماه 90 يعني حدود دوماهگي من با هم آشنا شديم. يه دخمل ناناز كه مامان سيماي مهربونش مدام روي خط بود و آخرين اخبار و كاراي دخملي رو برامون مينوشت. طوري كه خاله هدي و مامان ندا مدام به خاله سيما (مامان ريحان عسلي) مي گفتن چطور اينقدر ميتوني تند تند مطلب جديد بذاري. اما خاله سيما از چهارم آذرماه ديگه هيچ مطلبي رو وبلاگ گل خانم نذاشته و حتي جواب پيامها رو هم نداده. خاله هدي به وبلاگ خاله سودابه ريحان عسلي هم سر زد و پيغام گذاشت ولي اونم وبلاگش رو به روز نكرده و جواب نداده. بهرحال از اونجاييكه به اعتقاد قديمي ها، بي خبري، خوش خبريه، ما هم سعي مي كنيم كه اصلا نگراني به خ...
20 آذر 1390

40000 تایی شدیم

میدونم که تا بیام این مطلبو بنویسم و بذارم انشااله ٤٠٠٠٠ تایی (تعداد بازدید کننده) شدیم. بازم ممنون از لطف همه دوستان و آشنایان که ما رو لایق همراهمی می دونن. همیشه به یاد محبتهای شما و البته دعاگوی شما هستیم. ایام به کام و التماس دعا. غروب ٥شنبه ١٧ آذر١٣٩٠ دوازدهم محرم الحرام ١٤٣٣ ه.قمری ...
17 آذر 1390