ياسمين زهراياسمين زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

❤❤ياس من زهرا❤❤

ياسي زر زر و دنده عقب

پنجشنبه شب 90/09/03 دوباره خانم خانما يه كار جديد از خودشون در وكردن! ياسمين زهراي ما عاشق يه كرم شبتاب موزيكاله. اين كرم شبتاب اولين اسباب بازي شاهزاده خانمه. يعني اولين اسباب بازيه كه از ماه دوم زندگي باهاش ارتباط برقرار كرده. پنجشنبه شب، ياسمين زهرا اينا خونه باباجون ماماني بودن. خوشگل خانم روي زمين دراز كشيده بود و باباجون،‌مامان جون و خاله هدي دوره اش كرده بودن و دست مي زدن تا ياسي خانم حركات موزونش رو كه تازه ياد گرفته انجام بده. يكي دو حركت انجام داد ولي حواسش به كرم شبتابه بود كه يه چند سانتي جلوترش قرار داشت. دستشو دراز كرد ولي بهش نرسيد. دوباره تكرار كرد، نه!‌ خاله هدي شروع كرد به تشويق خوشگل خانم كه ياسي بيا جلو، بيا ج...
5 آذر 1390

ياسي زر زر و دنده جلو

ديشب جمعه 90/09/04 ياسمين خانم در جمع خانواده ماماني دوباره شيرين كاري جديدي انجام دادن. مامان ندا، ياسي رو خوابوند روي زمين و طبق معمول با زمين برخورد نكرده، ني ني خانم غلت زدن و روي شكم دراز كشيد. مامان ندا و خاله هدي شروع كردن به تشويق خانم خانما كه دوباره دنده عقب سينه خيز بره و براي همين هم دوباره كرم شبتابه رو گذاشتن جلو ني ني. ياسمين زهرا دوباره استارت زد! سر،‌ دستها و پاها بالا و تند تند شروع كرد به انجام حركت شناي قورباغه! (اين يعني داره گرم ميكنه) يكي دوبار شونه هاش رو به چپ و راست تكون داد ولي!!!!!!!!!!!!!! اينبار ببخشيد باسنشو مي داد بالا و به نوك پنجه هاي پا فشار مياورد كه بره جلو. ولي چون دستاش هنوز بالا بود با صورت ميومد ...
5 آذر 1390

ياسمين زهرا و حركات موزون جديد

پريشب 90/09/01 بابا احسان با دوستاش رفته بود فوتسال. براي همين نمي تونست دنبال من و مامان ندا كه از ظهر رفته بوديم خونه مامان جون بياد. پس قرار شد كه برگشتن با خاله سارا و عمو عليرضا بريم خونه خودمون. توي ماشين خاله اينا، من همش غر و لند مي كردم. براي اينكه آرومم كنن با توجه به اينكه داشت بارون ميومد، برام يه آهنگ لري با مزه گذاشتن! " بارون بارون بارونه هي و ..." منم جو گير،‌ شروع كردم به انجام دادن حركات موزون... تا خونه هم خودم بهم خوش گذشت و هم اطرافيانم. رسيديم خونه، اون آهنگ بارون بارون ... تموم شده بود ولي بنده همچنان به انجام دادن حركات موزون ادامه مي دادم. انگار يه كسي اين آهنگو توي گوشم مي خوند... بارون بارون بارونه هي و...
3 آذر 1390

ياسمين زهراي با هوش خاله

ني ني نانازي خوشمزه و شيطون بلا،‌ جديداً داره هوش و استعدادشو به وضوح به نمايش مي ذاره. دو سه هفته اي هست كه يه بازي از خاله هدي ياد گرفته. ني ني خوشگل بلا، وقتي كه روي شكم دراز كشيده با فرمان اينكه: ياسي الان بخوابيم، يه نگاهي بهت ميكنه و اگه سرتو روي زمين گذاشته باشي خيلي بامزه سرشو ميذاره روي زمين. بعد با فرمان اينكه ياسي حالا بيدار شيم،‌ نگاهت ميكنه و سرشو بلند ميكنه و ميخنده و بعدش دوباره تكرار و شادي اطرافيان. ديشب ٩٠/٠٨/٢٩ هم يه كار ديگه به دستور مامان جون و به تقليد از مامان ندا انجام داد كه بعدش ديگه ول كن نبود. مامان جون به مامان ندا گفتن كه به ياسي بگو در حاليكه نشسته بخوابه . مامان ندا هم عملي به ياسمين خانم نشون داد...
1 آذر 1390

جشن تولد نیم سالگی

من یاسمین زهرا کوچولو، امروز ٢٧ آبانماه سال ١٣٩٠ در ساعت ١٥/١٦ نیم ساله میشم. به همین مناسبت مامانی و بابایی مهربونم دیشب یه جشن کوچولوی خانوادگی توی خونمون گرفتن و مامان جونا، باباجونا، خاله ها و عمه هام هم مهموناش بودن. اول از همه، صندلی غذامو افتتاح کردیم. چون خانم دکترم اجازه دادن که از صبح روز شش ماهگی یه قاشق فرنی بخورم و به جمع غذاخورها وارد بشم. مبارکه! دیگه با حسرت نگاه قاشق غذای اطرافیان نمی کنم. تازه من غذای مخصوص خودم، صندلی و میز غذای مخصوص خودمو دارم! حالا بقیه بایدبیان و با حسرت نگاه من کنن مگه قرار نیست چیزی سرو بشه؟ منو الکی نشوندیم پشت میز؟ فقط میخواین عکس بگیرین؟ قبل از شام یه مقداری نشستم روی م...
27 آبان 1390

30000 تايي شديم

در آخرين ساعات شب گذشته چهارشنبه 1390/08/25 آمار وبلاگ ياسي خانم به 30000 بازديد كننده رسيد. بازم مثل هميشه سپاسگزار محبتهاي بيدريغ شما هستيم. دوستتون داريم و همواره منتظر نظرات پر از مهر و محبتتون هستيم. 3 0 0 0 0 بازديد كننده مهربون م ت ش ك ر ي م   ...
26 آبان 1390

داغ داغ:‌ نتيجه تعيين جنسيت ني ني خاله سارا

خاله هدي ديشب تا صبح نخوابيد. از بس فضوله! آخه هي دلش مي خواست ببينه مي تونه بياد و رو وبلاگ من قضيه ني ني خاله سارا رو لو بده يا نه. خلاصه امروز صبح كه رفت روي وبلاگ ني ني كوچولو ديد كه بعله! خود خاله سارا طاقت نياورده و همه چي رو گفته، پس با افتخار اومده اينجا و از طرف همه خانواده فرياد مي زنه كه:‌  زهــــرا كوچولوي ناز به جمع دختراي مامان جون و باباجون * خوش اومدي! * منظور از دختراي مامان جون و باباجون، خاله هدي،خاله سارا،‌مامان ندا و من ياسمين زهراست. تبريك و هزار تبريك به خاله سارا و عمو عليرضا و ميليونها بار تبريك به مامان جون و باباجون و سپاس بيكران از خالق مهربون كه بار ديگر ر...
26 آبان 1390