❤❤ياس من زهرا❤❤

 

بسم الله الرحمن الرحيم

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ*
لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ کَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 24 آبان 1392 | 4:09 بعد از ظهر | نویسنده : خاله هدي |

بینظیر ترین دختر دنیا تولدت مبارک




[ موضوع : بهار96]
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 | 9:30 قبل از ظهر | نویسنده : خاله هدي |

 

کوچولوی من یکساله شد ولی اصلا دوست نداره چهاردست و پا بره ولی عاشق اینه که دست بگیره به میز بازیش و وایسه البته چون خیلی محتاطه هر از گاهی دستشو میاره عقب تا مطمین شه من پشت سرش نشستم و مواظبم گاهی هم به زور دستمو میگیره.

چند تا کلمه ای که قبلا میگفت رو دیگه نمیگه و تنها کلمه ای که هر از گاهی میگه آبووووو یعنی همون آبجی.

عاشق خاله ساراست  بعدشم مامان رباب و وقتی جایی هستیم که خاله سارا هست یا مامان رباب بغل کس دیگه ای نمیره و نق میزنه.

دندون خوشگلش هم مثل خواهرش وقتی سفر کیش بودیم درومد و باز هم مثل خواهرش اول دندونراست بالا بعد یک هفته بعدش دندون چپ بالا و احتمالا اینهفته و هفته دیگه هم دوتا دندون پایینیش.دندون اولش 3 اردیبهشت 96 جوونه زد،دومین دندون 9 اردیبهشت 96

فوق العاده دختری صبوری هست یعنی بدون گریه میتونه مدتها از خوابش گذشته باشه یا گرسنه باشه و... طاقت بیاره و وقتی گریه میکنه یعنی دیگه واقعا خسته  شده.

شیر خوردن براش یه معنی داره یعنی موقع خواب رسیده و فقط موقع خواب شیر میخوره و اصلا براش حکم غذا رو نداره و این مدت هم که تقریبا از 9 ماهگی میشه بگم خیلی کم غذا میخوره و بیشتر شبها میل دارهو همین هم باعث شده وزن نگیره.

عاشق بیرون رفتنه و اگر ببینه من چادر پوشیدم یا بابا لباس بیرون کلی جیغ و داد میکنه که منو هم ببرید

عاشق رورویک هست و به لطف دست درد من ایینروزها زیاد سوار میشه و خیلی فضولی میکنه.

دنیایی متفاوت از دنیای خواهرش داره اصلا از اون خصلت یاسمین که همه چیز رو مثل بزرگها تجزیه و تحلیل میکرد و میفهمید خبری نیست کنجکاوی و شیطنت از چشمهای نازنین میباره و برخلاف خواهرش معنی جیز رو اصلا درک نمیکنه.

عاشق کنترل و هر نوع شارژر و سیم برقه،عاشق خوردن آشغال از  روی زمین خندونک

پرتقال و موز خیلی دوست داره و تقریبا هفته ای سه چهار تا دونه موز میخوره.

غذا هم معلوم نیست یه روز یه چیزی میخوره و یه روز نمیخوره ولی علاقش به چیزهای شیرین بیشتر از یاسمینه.

خوش خنده من اوایل خیلی قللکی بود تا اونجا که توی حموم فقط صدای خندش میومد الان خیلی کمرش حساسه و موقع لباس پوشیدن کار رو یه کم سخت میکنه.

وقتی بهش میگم بوسم کن حسابی صورتم رو میخوره و خیسم میکنه گاهیی باید از دستش صورتم رو قایم کنم.

عاشق کندن هر نوع عینکی از روی صورته و البته عاشق کندن گوش!

وقتی بهش بگن دست بزن دست همون شخص رو میگیره و میزنه بهم و خودش دست نمیزنه!

ارگ و پیانو و اینجور چیزارو هم با دست کس دیگه دوست داره بزنه تا صدا بده!

فعلا تا اونجایی که یادم اومد نوشتم ان شاالله سعی میکنم زودتر بیام و بنویسم.


96.2.26

 




[ موضوع : بهار96]
تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 | 11:00 قبل از ظهر | نویسنده : خاله هدي |

 دلایل مختلف تولد دخترها رو جمعه 22 اردیبهشت در روز نیمه شعبان جشن گرفتیم.

یه جشن خونوادگی که شامل مامانجونها و باباجونها ،خاله سارا و خانواده خاله هدی و عمه ها و البته دایی علی مامان ندا که از کرمان اومده بودند و شدن مهمون ویژه جشن ما.

من هم چون دستم درد میکرد و توی آتل بود نتونستم خیلی فعالیتی داشته باشم و نهار رو از بیرون سفارش دادیم که خب نهار هم ته چین مرغ و شوید باقله با جوجه و چلو کباب بود با مخلفات.برای اولین بار و به خاطر دل کوچولوی یاسمین یه کم جشن رو تم دار کردیم و با تم فروزن تزیینات رو انجام دادیم و کیک هم روش عکس السا بود.طبق معمول جشن یکسالگی همه بچه های دنیا خود نینی یکساله اصلا وشحال نیست چون از جشن هیچی نمیفهمه و فقط کمخوابی و بد غذا شدن اعصابش رو بهم میریزه !خب نازنین خوش اخلاق ما هم یه کم اینجوری بودمحبت،یاسمین زهرا با اون لباس السایی و موهای خوشگلش عین پرنسس ها شده بود و نازنین هم به خاطر ست بودن با تم رنگ آبی پوشید.

حدود ساعت 5 بود که کیک رو آوردیم و پسر خاله محمد زحمت روشن کردن شمع ها و فشفشه رو کشید و بعد از دست و تشویق و فوت کردن شمع و عکس گرفتن نوبت به کادوها رسید.

کادوهای یاسمین زهرا:یه ست ملحفه و روتختی فروزن هدیه باباجون ابراهیم و مامانجون،یه چرخ سفالگری با مخلفاتخندونکهدیه باباهادی و مامانجون شهناز،یه عروسک هدیه خاله هدی یه ست عروسک با پونی هدیه خاله سارا ،یه کفش تابستونه هدیه عمه فاطمه ،یه سارافن هدیه عمه زهرا و یه قصر اسباب بازی هدیه من و بابا احسان

کادوهای نازنین زهرا:یه جفت النگو هدیه باباابراهیم و مامانجون،یه دستبند هدیه باباهادی و مامانجون،یه واکر هدیه خاله هدی،یه کالسکه هدیه خاله سارا،یه لباس هدیه عمه زهرا،یه قابلمه مسی هدیه عمه فاطمه،یه لباس خوشگل هدیه یاسمین زهرا که با پولهی عیدیش از کیش برا خواهرش خریده بود،و سه تا اسباب بازی هدیه من و بابا احسان

در ادامه عکسهای تولد:

96.2.26

 




[ موضوع : بهار96]
تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 | 10:43 قبل از ظهر | نویسنده : خاله هدي |

دختر مهربون ،خوش خنده ،کنجکاو،تنبل ،بدغذا و صبورم امروز یکساله شد.

همیشه مهربان و خوش خنده بمون عشق کوچولوم




[ موضوع : بهار96]
تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 | 8:45 بعد از ظهر | نویسنده : خاله هدي |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 202 صفحه بعد